این روزها که هر بیست و چهار ساعتش را با سه چهار فیلم سر می کنم و البته دیگر در طول سال به آن صورت فیلمی نمی بینم ، فرصت نوشتن از من سلب شده است ، اما نمی توان درباره مهمترین اتفاق اواخر سده میلادی پیش یعنی پیروزی انقلاب اسلامی در ایران هیچ نگفت . انقلابی که شاید هنوز هم بهترین تعبیر درباره آن جمله شگفت انگیز امام خمینی است که فرمود:" انقلاب ما انفجار نور بود".
من در این فرصت کم فقط به این دلیل آمدم که به سهم خودم ادای دینی به انقلابم کرده باشم . و به همین دلیل امروز شعر زیبای " گفتنی های معطر" زنده یاد سید حسن حسینی را تقدیم دوستان و مخاطبانم می کنم :
گل که در باغ شکفت
می توان گفت که :
این جنس غریب – غرضم بوی خوش است –
باید از پنجره باد به اقصای بلاد
هیچ صادر نشود؟!
مثل این است که آدم – آدم ؟ -
روی یک تکه مقوا بنویسد که :
" زمین برهوت
باید اصلا به خیال دهن تف زده اش
طعم باران متبادر نشود"!
و بکوبد وسط قلب کویر!
***
گل که در باغ شکفت
گفتنی های معطر را گفت
و شما سوی یک تکه مقوا رفتید...
باد بر حرف شما قهقهه سر داد و گذشت
و کویر
یاد باران فراوان بهار
یاد انبوهی جنگل افتاد
و شما وا رفتید!
معجزی بود شگفت :
در کتاب برهوتی که شما
صفحه بندش بودید
ناگهان مبحث گلها وا شد
و دهان های شما رسوا شد...
الغرض باد وزید
و ورق ها برگشت
پس از آن
انتشارات شما بوی غلطنامه گرفت !
***
اندکی شرم کنید
تا به کی می خواهید
آب در هاون اندیشه خود نرم کنید؟!
گل که در باغ شکفت
گفتنی های معطر را گفت ...
سید ، علاوه بر این شعر زیبا که درپاسخ به کسانی است که عزم صدور انقلاب اسلامی را در آن سالها زیر سوال می بردند ، شعر کوتاه دیگری هم در همین حال و هوای پیروزی انقلاب دارد که آن را هم تقدیم می کنم :
امروز لفظ پاک "حزب الله"
گویا در قاموس "روشنفکر" این قوم ،
دشنام سختی است !
اما ،
من خوب یادم هست
روزی که "روشنفکر"
در کافه های شهر پر آشوب
دور از هیاهوها
عرق می خورد
با جانفشانی های جانبازان "حزب الله"
تاریخ این ملت
ورق می خورد!




